الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
39
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)
--> در اين مجلس كه با برنامه و تشريفات بسيار جبارانه و مستكبرانه ترتيب يافته و وحشت و رعب آن ، دل افراد عادى را مىلرزاند و توانايى سخن گفتن را از آنها مىگرفت ، ابراز مخالفت و توبيخ و سرزنش و تحقير يزيد و اعلان رسمى محكوميّت و انقراض حكومت او كه خطر اعدام فورى داشت ، از جانب يك بانوى اسير و داغديده و مصيبتديده ، از معجزات بود . چنانكه آن بلاغت و از قرآن مجيد الهام گرفتن ، سنجيده و به سامان گفتن ، يزيد و چاپلوسان دربارى و مزدوران خودفروخته دستگاه را تحت تأثير قرار دادن ، كرامت و حقّانيت اسلام و اهل بيت را اثبات نمودن ، ستمگران و مستبدان را حقير و پست شمردن ، آن پيشگويىها و خبر از آينده دادن و متلاشى شدن نظام يزيدى گفتن كه هر جامعهشناس و روانشناس را مات و متحير مىسازد ، از معجزات است . اگر كسى در اين اعجاز ترديد دارد ، به او پيشنهاد مىكنيم و از تمام بلغا و سخنوران ماهر مىخواهيم كه از اين خطبه تاريخى و سخنان عقيله قريش ، خطبهاى كوبندهتر ، قاطعتر ، محكوم كنندهتر و مناسبتر با آن مجلس و موقف انشا نمايند . الحق اين خطبه از نشانههاى درخشان جلالت ، حقيقت ، فضيلت و عظمت اهل بيت رسالت است ، و از خدا مىخواهم كه شرحى بر اين خطبه بنگارم و به افتخار خدمتى به آن حضرت سرافراز گردم . در اين خطبه ، زينب عليها السلام قانون و سنّت و وعده تخلفناپذير الهى ( و به اصطلاح بعضى ، فلسفه تاريخ ) را مطرح ساخته و هنگامى كه به حسب ظاهر همه چيز تمام شده و بسيارى مأيوس و نااميد و تسليم وضع حاكم مىشوند و يزيد بر اوضاع مسلط گرديده و در نهايت استبداد و استعباد سلطنت مىنمايد ، او طرفداران حقّ و حزب حقّ و شيعيان اهل بيت را از يأس و نااميدى نجات مىدهد و اهل بيت و هدفها و مقاصدشان را فاتح و پيروز ، و بنى اميه و حزب استعبادگر را مغلوب و شكست خورده معرفى مىفرمايد و جنين اعلام مىكند كه : از كرامت اهل حقّ چيزى كم نشد و بر اهل باطل چيزى افزوده نگشت و هرچه يزيد كوشش و تلاش كند و اهل حقّ را بكشد و از ميان بردارد و بر كيد و كينه و ستمگرى انقلاب اسلام جلوگيرى نمايد و نور خدا را خاموش سازد ، هيچ ثمرهاى ندارد . آرى ، زينب عليها السلام به آينده درخشان اسلام و اهل بيت عليهم السلام و آثار نجاتبخش انقلاب برادرش حسين عليه السلام صد در صد اطمينان داشت و مىدانست راهى را كه برادرش رفته است ، راه خدا ، راه حقّ و راه تاريخ است . در كربلا روز يازدهم محرم ، در آن هنگامى كه او را به اسارت عازم كوفه كرده بودندو بدنهاى پاك شهداى راه حقّ روى زمين افتاده بود ، همين خبر را مىداد و آينده را مىديد . در مجلس يزيد نيز با همين منطق محكم ، مجلس را قبضه كرد و يزيد را چنان كوبيد و در آن دادگاه تاريخ ، چنان محكوم كرد كه يزيد نتوانست يك كلمه از خود دفاع نمايد ، يا آنكه غيظ و خشم خود را با تصميم جنايت ديگر فرو بنشاند . اينك قسمتى از خطبه را كه خطاب به يزيد است بخوانيد و در معنى انتظار تأمّل فرماييد : « ثُمَّ كِدْ كَيْدَكَ وَاجْهَدْ جُهْدَكَ ! فَوَاللَّهِ الَّذِي شَرَّفَنا بِالْوَحْيِ وَالْكِتابِ وَالنُّبُوَّةِ وَالْانْتِخابِ ، لا تُدْرَكُ أَمَدُنا وَلا تُبْلَغُ غايَتُنا وَلا تَمْحُو ذِكْرُنا وَلا يُرَخَّصْ عَنْكَ عارُنا » ؛ پس تمام مكر و حيلهات را به كار گير و تمام كوششت را انجام ده ! قسم به خدايى كه ما را به وحى و كتاب و نبوّت و انتخاب مشرّف نمود ، هرگز نمىتوانى عمق و نهايت ما را درك كنى و ذكر و ياد ما را محو نمايى ، و آن عارى كه بر ما وارد نمودى ، از تو زدوده نخواهد شد . احتجاج طبرسى ، چاپ بيروت ، ص 309 . و شخص امام عليه السلام نيز در ضمن جريان نهضت كربلا به اين قاعده الهى و قانون تاريخ ، مكرر تصريح فرمود كه شرح و تفصيل آن از حدود اين مقاله مختصر خارج است .